به گزارش گروه بینالملل «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ همواره در طول تاریخ سرزمین فلسطین بهویژه شهر بیتالمقدس اقلیم قابل احترامی برای گروههای یهودی، مسیحی و مسلمان به حساب آمده است. یهودیان، مسیحیان و مسلمانان بارها درصدد فتح این سرزمین برآمدهاند و در راستای لشکرکشیهای خود کشمکشهای زیادی را تحمل نمودهاند.
ایجاد تنش جدی ۷۵ ساله میان اسرائیل و فلسطین سبب گردید ریشههای تاریخی حاکمیت گروههای مختلف بر این سرزمین را بررسی کنیم و اختلافات ریشهای این دو جریان را به بحث بگذاریم. در باور یهودیان شهر اورشلیم یا بیتالمقدس از اهمیت والایی برخوردار است. آنها بر این باورند که این منطقه زمین مقدس و ارض موعود یهودیان است. مهمترین اماکن مذهبی دین یهود از جمله دیوار ندبه، معبد سلیمان و آرامگاه تعداد زیادی از پیامبران الهی در این منطقه قرار دارد.
مسجدالاقصی نخستین قبلهگاه مسلمانان
مسیحیان نیز بر این باورند که اورشلیم محل تولد، حیات و مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) است. وجود دو مکان مقدس اسلامی مسجدالاقصی و قبهالصخره این سرزمین را برای مسلمانان متمایز نموده است. مسجدالاقصی نخستین قبلهگاه مسلمانان در اوایل بعثت رسول خدا (ص) بهشمار میآید و در آیات قرآن و روایت قبهالصخره محل به معراج رفتن معرفی گردیده است.

داود نبی (ع) در قامت نخستین پادشاه یهود اورشلیم را فتح نمود. پس از داود (ع) تخت سلطنت یهود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و او معبد یهود موسوم به هیکل سلیمان را در اورشلیم بنا کرد. پس از گذشت قرنهای متمادی در قرن سوم میلادی پادشاهی روم شرقی دین رسمی را مسیحیت اعلام نمود و اورشلیم به عنوان زادگاه حضرت مسیح (ع) جلوه ویژهای در آیینهای مسیحی پیدا کرد. تسلط مسیحیان تا حمله اعراب به شامات ادامه داشت.
در سال ۱۶ قمری اورشلیم توسط خلیفه دوم اسلامی فتح شد. در همین دوران با همت خلیفه دوم مسجدی موسوم به مسجدالاقصی ساخته شد. البته برخی روایات ساخت این مسجد را به عبدالملک بن مروان در سال ۷۵ قمری نسبت دادهاند. با آنکه این سرزمین تحت تسلط خلفای اسلامی اداره میگردید اما سایر ادیان به صورت آزادانه مناسک دینی خود را انجام میدادند. صلح نسبی در این قلمرو سایه انداخته بود تا اینکه کنترل بیتالمقدس به دست خلفای فاطمی مصر افتاد. فاطمیون مصر بدلیل درگیری با امپراطوری روم شرقی، فعالیت مسیحیان در این شهر را ممنوع و کلیساها را تخریب نمودند. این اقدام با خشم کلیسای کاتولیک همراه شد. پاپ برای آزادی اورشلیم و سرزمینهای مقدس اعلام جهاد کرد و این جهاد به "جنگهای صلیبی" معروف شد.

مسیحیان و یهودیان در جنگهای صلیبی برای حفظ بیت المقدس دوشادوش یکدیگر با مسیحیان جنگیدند اما این مقاومت تاب نیاورد و سرانجام مسیحیان بیت المقدس را فتح نمودند و مسلمانان و یهودیان را قتل عام کردند. حدود یک قرن بعد صلاحالدین ایوبی در سال ۱۱۸۷ میلادی صلیبیون را شکست داد و بیتالمقدس دیگر بار به دست مسلمانان افتاد.
یهودیان از آزادسازی این دیار توسط مسلمانان شادمان بودند چراکه در گستره سالهای حکومت مسلمانان و مسیحیان بر سرزمین فلسطین، دریافته بودند که حکومت اسلامی نسبت به کلیسا مدارای بیشتری بکار گرفته و در امور مالیاتی و نظامی سختگیری نمیکنند. در آن دوران یهودیان میتوانستند آزادانه در مدارس درس بخوانند و فعالیت تجاری داشته باشند. یکی از دلایل نگاه بدبینانه مسیحیان به یهودیان باور مصلوب شدن حضرت عیسی (ع) بدست یهودیان بود.
در طی این سالها جمعیت کثیری از یهودیان به ناچار و یا از سر اختیار مهاجرت کردند و در کشورهایی جون لهستان، لیتوانی و اوکراین ساکن شدند. رفته رفته یهودیان از طریق واسطهگری مالی توانستند جمعیت کوچک اما ثروتمند تشکیل دهند. در سال ۱۶۲۱ میلادی جمعی از یهودیان روس جزیرهای در دریای کارائیپ را برای سرزمین یهود پیشنهاد دادند بعدها سرزمینهایی در فرانسه مورد استقبال قرار گرفت اما انتخاب این مکانها به جایی نرسید.
چندی بعد جهت هویتبخشی به سرزمین مستقل یهود سازمانهای مطالعاتی ویژه در اروپا تشگیل گردید و در نتیجه این مطالعات، از سال ۱۸۲۰ میلادی یهودیان روسی به سمت سرزمین فلسطین حرکت کردند و در آنجا ساکن شدند. اوج این حرکتها به اواخر قرن ۱۹ و تاسیس جنبش صهیونیسم برمیگردد.
صهیونیسم از واژه صهیون که نام کوهی در بیتالمقدس میباشد، وام گرفته شده است. این کلمه به بازگشت یهودیان به سرزمینهای مقدس اشاره دارد و به نوعی واژهای سیاسی است. بنیانگذار این گفتمان «تئودور هرتسل» از روزنامهنگاران یهودی الاصل اتریشی بود.
او در سال ۱۸۹۶ میلادی جزوهای با نام کشور یهود منتشر کرد و یک سال بعد از ۳۰۰ یهودی ذینفوذ دعوت به عمل آورد تا جهت برگزاری کنگره جهانی صهیونیسم به سوئیس بروند. این کنگره به مدت ۸ سال ادامه پیدا کرد و در نهایت فلسطین به عنوان سرزمین موعود و وطن اصلی یهودیان انتخاب شد.

جنبش یهود برای تشکیل این کشور با دو مشکل اساسی روبرو بود:
۱_این سرزمین در اختیار امپراتوری مسلمان عثمانی بود.
۲_ یهودیان ارتدکس با این کار مخالفت نمودند.
هرتسل برای حل مشکل نخست به دیدار پادشاه عثمانی سلطان عبدالحمید رفت و با وعده پول گزاف کوشید تا وی را نسبت به این امر مجاب گرداند اما موفق نشد. یهودیان ارتدکس نیز مخالف تشکیل حکومت یهود بودند و این اقدام را بر خلاف کتاب مقدس تلقی میکردند. این یهودیان در حال حاضر ۱۱ درصد جمعیت یهودیان را تشکیل میدهند.
گروهی از مذهبیهای ریشهدار صیهونیست یهودیان ارتدکس را با ترفند خاصی جذب نمودند. آنها ادعا کردند که حضور در سرزمین موعود موجبات بازگشت منجی را فراهم میآورد و ارتدکسها را نسبت به این امر مجاب کردند. هنگامی که یهودیان حرکت خود را از اواسط قرن ۱۹ به فلسطین شروع کردند، جمعیت این منطقه حدود ۳۵۰ هزار نفر بود و ۸۵ درصد آن را مسلمان، ۱۱ درصد مسیحیان و فقط ۴ درصد را یهودیان تشکیل داده بودند. ۲ درصد از این ۴ درصد مذکور خارج از فلسطین به دنیا آمده بودند و ۲ درصد دیگر از بدو حیات در فلسطین میزیستند.
پس از تشکیل جنبش صهیونیست و مهاجرت یهودیان میزان جمعیت به صورت فزایندهای رشد کرد. بهطوری که تا سال ۱۹۱۴ میلادی از جمعیت ۸۰۰ هزار نفری فلسطین ۶۵۰ هزار نفر عرب مسلمان، ۸۱ هزار نفر مسیحی و ۵۹ هزار نفر یهودی تشکیل دادند. این عدد معادل ۷/۵ درصد جمعیت فلسطین بود.
دولت عثمانی به طور مداوم مانع مهاجرت یهودیان به فلسطین میشد و ایشان را از این کار باز میداشت پس صهیونیستها به انتظار نشستند تا در بهترین موقعیت ممکن خود را در ارض مقدس جای دهند...
ادامه دارد...
گزارش از عرفان عباسی



